تبليغاتX
(عشق فقط پرسپولیس(پرسپولیسی عاشق

وبلاگ پرطرفدارترین تیم آسیا (تحلیل بازیها و اتفاقات مختلف تیم پرسپولیس)

 ازخواب بیدارشین بی غیرت ها
سلام به دوستان گل وعزیز

خوب این چند روزه اتفاقات تلخ و شیرین زیادی افتاد که برای مثال برد ذوب آهن جلوی سپاهان و باخت استقلال وبرد پرسپولیس ولی اتفاقات بدی هم تو تیم پروین افتاد که بازم این آپم درمورد استیل آذین که این جمعه یکی از حساسترین بازی این تیم طی این چندمدت نه به خاطر رویارویی باتیم راه آهن بلکه بودن مدیری به اسم انصاری فردتو تیم راه آهن که موجبات رفتن علی پروین از پرسپولیس (خانه همیشگی او)وبدهی هاوگرفتاریهای زیادی که پرسپولیس امسال باآن گریبانگیره

امروز شنیدم که پروین 5بازیکن از تیم اخراج شدندکه به نامهای حامد کاویانپور جمشیدی رزاقی راد عیدی زاده وجباری خوب این نفرات به نظر من حدودا حشون اخراج بود بااینکه کاویانپور خیلی دوست دارم ولی باید واقعیت گفت که این بازیکن ها اصلا خوب بازی نمی کردن وهمین بازیکن ها وسط میدان از دست میدادن واینطور میشد که بازی از دست تیم خارج میشد همون چیزی که تو چندتا آپ قبلی هم گفتم که ماباید وسط زمین بگیریم آن موقع حتما تیم موفق میشه ولی خوب یکم دیر این اخراج رخ داد ولی مساله اصلی اینه که به نظر من تاکید می کنم به نظر من چندبازیکن دیگر هم می تونستن اخراج بشن مثل داوود سید عباسی و علی انصاریان فرزاد مجیدی وچندنفر دیگه برای این حرفم هم دلیل دارم چون این چندنفرکه اسم بردم اصلا خوب بازی نکردن آقای انصاریان این چه وضع دفاع کردن شماکه اینقدرادعاداری چرااینجوری دفاع میکنی که یه بازیکن جوان راحت از تو عمق گل بزنه

آخه چراشمابه خودتون نمیاین یکم هم فکرپروین باشین همه چیزش گذاشت وسط وامد تا به همه نشون بده که تیمداری یعنی چی ولی این جاشوفکرنکرده بود که بابازیکن هایی طرف بشه که همشون سنگ شو به سینه میزنن ولی درعمل هیچ تلاشی برای پیشرفت تیم نمی کنن وفقط بلدن حرف بزنن آقای ابراهیم اسدی که همیشه از همه طلبکاری شماچرااینجوری بازی می کنی که انگار داری توکوچه تون بازی می کنی می خوای اسم کوچتونم بگم آخه یکم غیرت داشته باشین یکم به خودتون بیاین این چه وضع بازی چرایه کاری می کنین که هرکس وناکس بیاد پروین مسخره کنه یه عده آدم که توروزنامه ها فقط به فکرمنافع خودشون هستند میان وتیم مسخره می کنن آدم دلش می گیره از این حرفاوتیترا جان هرکی دوست دارین یکم به خودتون بیاین من دلم به حال هیچ بازیکنی نمی سوزه اگه 1هفته دیگه این روند ادامه پیداکنه پروین باید همتون بدونه وسط زمین من فقط دلم برای پروین می سوزه که حیثت و اعتبارش آورد ریخت به پای یه عده بی غیرت که هیچی جز پول واسشون مهم نیست اگه 6بازیکن مثل ممد باشه تیم میاد بالا دلم خونه از دست همه از حامد از علی انصاریا از ابراهیم اسدی از همه این اسمی هاکه هرکدومشون یه زمان که خیلی هم دور نیست یه تیم می چرخوند کو انصاریانی که هربازی بخیه نمی خورد برا ش بازی نمی شد کو حامدی که باجون دل وسط زمین می جنگید کوآن جباری که بادریبل های ریزش دفاع می ریخت بهم آقای سیدعباسی که سال پیش از پرسپولیس انداختنت بیرون زمین و زمان بهم ریختی حالا چرازبانت کوتاه بازم مصاحبه کن چیه کم آوردی
هیچ کدومتون غیرت ندارین شاید بعضی از بچه هابگن زدی به سیم آخر ولی خداییش تواین چند روز اینفدر مقاله و مصاحبه وکنایه دیدم خوردم که دیگه حال هیچ کاری ندارم ماها هممون گرفتاریم هممنون کار داریم ولی به عشق یه چیز این همه گرفتاری به جون خریدیم آنم اسم پروین که باپرسپولیس اجین شده ولی یه خدابی خبر این 2تارو از هم جداکردتورو قران از خواب بیدار شین بزارین انتقام بگیریم از این فرد نزارین این همه حرفی که تااینجااز کس وناکس شنیدیم جمعه تکمیل بشه دیگه نتونیم سرمون بلندکنیم مااگه بخوایم می تونیم 3تاگل به اینابزنیم

حداقل به خاطر تماشاگرنه به خاط آبروی پروین که این روزنامه های از خدابی خبر دارن می برن این بازی ببرین
من دلم خیلی خونه از این بیشترم حال وحوصله نوشتن ندارم فقط یه چیز درآخربه این روزنامه هاکه هرچی خواستن راجع به پروین نوشتن بگم که قول شرف میدم که اگه همه روزنامه هاجمع بشن بازم نمی تونن ذره ای از اعتباروعشق سلطان تو وجود ما کم کنن حتی اگه تیم بره دسته 2که نمیره وبه کوری چشم همشون جمعه هم می بریم فقط اگه این بازیکن هابیدار شن از خوب غفلت


والسلام دیگه حرفی نیست به امید روز جمعه وبرد استیل آذین شرمنده حال وحوصله عکس گذاشتن نداشتم

|+| نوشته شده توسط امید پرسپولیسی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 19:32 |
 مصاحبه علی پروین همراه با چند عکس از سلطان فوتبال ایران
سلام به همه ي دوستان گل وعزيزم
اول از همه يه عذر خواهي به همه بدهکارم که يکم دير امدم وآپ کردم که بايد بگم خيلي سرم شلوغ بود ووقت نمي کردم بيام خلاصه شما به بزرگي خودتون ببخشيد
خوب پريروز تو بازي با صباباطري داور کلي از خجالت ما درومد هرچي سوت مي شد که به ضرر ما بگيره گرفت نذاشت ما برنده بشيم ولي اشکال نداره من باقدرت ميگم ما رو بااين چيزا نمي تونن از قهرماني بزارن کنار بااينکه نفوذ بعضي تيم ها که الانم تو خارج هستند خيلي زياده ولي ما قهرمانيم به کوري چشم دشمن

ولي امروز بحث من پرسپوليس نيست بلکه استيل آذين که ديگه يواش يواش داره مطلب هاي وبلاگ ميشه پرويني هيچ خيالي نيست چون عشقم سلطان باهمه وجود دوسش دارم
الان مصاحبه مفصلش با مجيد سعيدي که يگي از رفيق هاي خوب علي آقاست جلوم مي خوام يه سري از نکات که تو مصاحبه گفته براتون بنويسم تا از بيشتر در جريان کار قرار بگيرين

اول بگم که به گفته خود آقا مجيد خيلي از حرفاي علي آقا به خاطر قولي که گرفته قابل نوشتن نبوده همه هم اينو ميدونن که علي آقا خيلي چيزارو ميدونه ولي به خاطر بعضي مسائل نميگه
خوب بريم  سراصل موضوع که مصاحبه است چون صحبت ها خيلي زياد بود من مهمترين آنهارو واستون مي نويسم:

اين‌ که‌ گفته‌ مى‌شود محبوبيت‌ در ورزش‌ و خصوصاً‌ فوتبال‌ به‌ برد و باخت‌ نمى‌باشد، به‌ هيچ‌ عنوان‌ حرف‌ غلطى‌ نيست! براى‌ اثبات‌ اين‌ ادعا فقط‌ کافى‌ است‌ با على‌ پروين‌ عرض‌ يک‌ خيابان‌ پررفت‌وآمد را قدم‌ زنان‌ طى‌ کنيد تا ببينيد سرنشينان‌ ماشين‌هاى‌ عبورى‌ به‌ محض‌ ديدن‌ سلطان‌ چگونه‌ پا روى‌ ترمز مى‌گذارند و با پياده‌ شدن‌ و يا پائين‌ کشيدن‌ شيشه‌ اتومبيل‌ خود چگونه‌ با عشق، ميزان‌ علاقه‌ خود را به‌ على‌ پروين‌ اعلام‌ مى‌کنند.
- مخلص‌ على‌ پروينيم...!
- چاکر هر چه‌ سلطانه...!
- تورا خدا استيل‌آذين‌ را درستش‌ کن، نگذار اين‌ تيم‌ راه‌ آذربايجان‌ را برود؟
- چرا مربى‌ براى‌ استيل‌آذين‌ نمى‌آوريد؟
- کى‌ به‌ پرسپوليس‌ برمى‌گرديد؟
- منتظر حضور شما در پرسپوليس‌ هستيم؟
- قهرمانى‌ پرسپوليس‌ با على‌ پروين‌ مى‌چسبد؟
- پرسپوليس‌ و تيم‌ملى‌ بدون‌ على‌ پروين‌ صفا ندارد!
- وضعيت‌ استقلال‌ چرا اينجورى‌ است؟
- دمت‌ گرم، حرف‌ نداري، همينجورى‌ از آقاى‌ حجازى‌ حمايت‌ کن!
- ما استقلالى‌ها هم‌ دوستدار على‌ پروينيم.
- آقا! شما چرا مربى‌ تيم‌ملى‌ نمى‌شويد؟
- منتظر حضور استيل‌آذين‌ در ليگ‌برتر هستيم؟
و دهها و صدها نظرات‌ ديگرى‌ که‌ پروين‌ با خضوع‌ و متانتى‌ مثال‌زدنى‌ سعى‌ مى‌کرد به‌ همه‌ سئوالات‌ پاسخ‌ دهد تا به‌ آن‌ سوى‌ خيابان‌ برسد و از آنجا وارد ساختمان‌ موردنظر شود.

فکر مى‌کنيد على‌ پروين‌ چه‌ جوابهاى‌ کوتاه‌ و مختصرى‌ به‌ سئوالات‌ بالا داد؟ به‌ نظر شما چه‌ عاملى‌ باعث‌ شده‌ تا پروين‌ در عرض‌ يک‌ خيابان‌ موردتوجه‌ مردم‌ و در مقابل‌ اين‌ پرسش‌ها قرار گيرد؟ آيا پاسخ‌ همه‌ اين‌ سئوالات‌ در ماندگارى‌ على‌ پروين‌ و مردمدارى‌ او است؟ يا نه! عوامل‌ ديگرى‌ هم‌ نقش‌ داشته‌اند؟
شايد ساده‌ترين‌ جواب‌ مردمدارى‌ «على‌ پروين» باشد اما ديگر خصايص‌ و رفتارهاى‌ منحصربه‌ فرد او به‌ خصوص‌ تميز و تقسيم‌بندى‌ کردن‌ دوستانش‌ باعث‌ شده‌ تا او متمايز از ديگران‌ و يک‌ تافته‌ جدا بافته‌ باشد. تافته‌اى‌ که‌ هيچ‌ گاه‌ با بردوباخت‌ «بافته» نشده.
اينک‌ مى‌پرسيد تقسيم‌بندى‌ و دسته‌بندى‌ رفقاى‌ على‌ پروين‌ ديگر چه‌ صيغه‌اى‌ است؟ براى‌ پاسخ‌ نيازى‌ نمى‌بينيم‌ شما را به‌ فضاى‌ سال‌ 1993 و يکى‌ از گفته‌هاى‌ تاريخى‌ على‌ پروين‌ ببريم‌ اما همين‌ قدر بدانيد پروين‌ اگر در آن‌ سال‌ صريحاً‌ اعلام‌ کرد، فوتبالى‌ با فوتبالي، مهندس‌ با مهندس‌ و دکتر با دکتر! سخنى‌ به‌ گزاف‌ نگفت‌ و تا به‌ امروز نيز به‌ آن‌ پايبند بوده، ولو آنکه‌ در مواقعى‌ او متهم‌ به‌ شکستن‌ اين‌ مرزبندى‌ شده‌ است

بگذار اولين‌ سئوال‌ را با سئوالى‌ که‌ مردم‌ در خيابان‌ از شما پرسيدند، شروع‌ کنم! چرا براى‌ استيل‌آذين‌ مربى‌ نمى‌آوري؟
کى‌ گفته‌ مربى‌ نمى‌آورم؟ شما معرفى‌ کن، بياورم! مگر خودت‌ در جريان‌ انتقال‌ فيروز کريمى‌ نبودي؟ مگر نديدى‌ تا کجا پيش‌ رفتيم؟ ولى‌ او با آنکه‌ با ما صحبت‌ کرد و حتى‌ شب‌ آخر ساعت‌ 9 شب‌ با من‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ به‌ دمش‌ رساندم‌ و فردا خدمت‌ شما هستم، ديدى‌ بلافاصله‌ با خودت‌ تماس‌ گرفتم‌ و گفتم‌ اينجورى‌ گفته‌ ولى‌ تو خودت‌ گفتى‌ زياد اعتماد نکن، چون‌ الان‌ در باشگاه‌ استقلال‌ نشسته‌ و دارد با اصغر و ناصر چاى‌ مى‌خورد.
ولى‌ آن‌ شبى‌ که‌ به‌ منزل‌ شما آمد و قرار شد 48 ساعت‌ بعد يک‌ جلسه‌ چهار نفره‌ داشته‌ باشيم‌ اگر خاطرت‌ باشد وقتى‌ تماس‌ گرفتى‌ و از نتيجه‌ جلسه‌ گفتي، گفتم‌ بايد زخميش‌ مى‌کردى‌ يعنى‌ چکى‌ يا پولي، چيزى‌ مى‌دادى‌ و رضايتش‌ را جلب‌ مى‌کردي؟
وقتى‌ رضايتنامه‌ نداشت‌ و چند تا چک‌ دستش‌ بود، چه‌ جورى‌ بايد قرارداد مى‌بستيم؟ ما فکر آخرت‌ کار را کرديم‌ و اگر چک‌ مى‌داديم‌ با کش‌ دار شدن‌ مسأ‌له‌ فيروز کريمى‌ با استقلال‌ اهواز به‌ مشکل‌ برمى‌خورديم‌ و قشنگ‌ نبود.
بعد از فيروز چي؟ آيا با قطعى‌ شدن‌ حضور او در استقلال‌ تهران‌ قصد ندارى‌ مربى‌ استخدام‌ کني؟
چرا قصد نداريم‌ مربى‌ استخدام‌ کنيم؟ خودت‌ که‌ بهتر مى‌دانى‌ روى‌ چه‌ کسانى‌ نظر داريم. بگذار تکليف‌ يکى‌ از دو نفر روشن‌ شود حتماً‌ يکى‌ از آنها را مى‌گيريم.
چرا اينقدر روى‌ چنين‌ مربيانى‌ (فرهاد کاظمي، فيروز کريمي، اکبر ميثاقيان‌ و...) نظر داريد؟ آيا مربيان‌ ديگرى‌ در فوتبال‌ ما وجود ندارند؟
مربى‌ زياد داريم‌ اما مربى‌ کارنامه‌دار کم‌ داريم. بازيکنان‌ امروزى‌ هم‌ به‌ کارنامه‌ مربى‌ نگاه‌ مى‌کنند. اگر کارنامه‌ نداشته‌ باشد، ول‌ معطل‌ است‌ اما اگر مثل‌ فيروز، فرهاد و... کارنامه‌دار باشند، بازيکن‌ جرأ‌ت‌ نمى‌کند براى‌ آنها ادا و اطوار دربياورد و به‌ قول‌ قديمى‌ها زيرورو بکشد.
اگر منظور شما از کارنامه‌ قهرمانى‌ است، فيروز و اکبر که‌ در ليگ‌ برتر قهرمانى‌ ندارند؟
اما در گذشته‌ که‌ تيم‌ قهرمان‌ کرده‌اند يا تيم‌ به‌ دسته‌ بالا آورده‌اند. همين‌ها کافى‌ است. بعد هم‌ من‌ مربى‌اى‌ مى‌خواهم‌ که‌ از پس‌ اين‌ بچه‌ها بربيايد و بچه‌هاى‌ تيم‌ هم‌ او را قبول‌ داشته‌ باشند و اين‌ کار را چنين‌ مربيانى‌ بلدند و... از همه‌ مهمتر بچه‌ها نيز قبولشان‌ دارند.

جلوى‌ گل‌گهر که‌ مساوى‌ کرديد؟
تو ديگه‌ چرا اين‌ سئوال‌ را مى‌کني؟ مگر عکس‌هايى‌ را که‌ گفتم‌ نشانت‌ بدهند، نديدي؟ خدا وکيلى‌ آن‌ عکس‌هايى‌ را که‌ نشانت‌ دادند، کجايش‌ شباهت‌ به‌ زمين‌ چمن‌ داشت؟
ديدى‌ چقدر چاله‌چوله‌ داشت؟ بازيکن‌ چه‌ جورى‌ در آن‌ زمين‌ بايد راه‌ مى‌رفت‌ تا مچ‌ پايش‌ آسيب‌ نبيند؟ حالا بازى‌ کردن‌ پيشکش! خداوکيلى‌ همين‌ که‌ در آن‌ زمين‌ بازى‌ کردند و مساوى‌ شدند، بايد پاى‌ آنها را طلا گرفت.

کدام‌ نقد باحب‌ و بغض‌ را مى‌گوييد؟
آنجايى‌ که‌ فلان‌ بازيکن‌ ما داخل‌ زمين‌ راه‌ مى‌رود و اگر فقط‌ و فقط‌ ده‌ درصد خودش‌ باشد، همه‌ تيم‌ها را گلباران‌ مى‌کنيم، بلافاصله‌ کاسه‌کوزه‌ها را سر «آرش» بنده‌خدا مى‌شکنند و هر روز يکجورى‌ به‌ اين‌ بچه‌ که‌ با عشق‌ و علاقه‌ دارد کار مى‌کند و بچه‌ها نيز قبولش‌ دارند، گير مى‌دهند.
حالا چى‌ شده‌ که‌ آرش‌ بايد مربى‌ تيم‌ مطرح‌ و با بازيکنان‌ اسمى‌ استيل‌آذين‌ باشد؟ مگر خودتان‌ نمى‌گوييد مربى‌ بايد کارنامه‌دار باشد. کارنامه‌ آرش‌ چيست؟
اولاً‌ که‌ آرش‌ مربى‌ نيست‌ و کمک‌مربى‌ است‌ و بعد هم‌ خودت‌ به‌ کرات‌ و در بحث‌ها ديدى‌ که‌ فوتبال‌ را خيلى‌ خوب‌ مى‌فهمد و بازيکنان‌ ما نيز به‌ آن‌ پى‌ برده‌اند وگرنه‌ اگر بازيکنان‌ مى‌دانستند آرش‌ فوتبال‌ را نمى‌فهمد، امکان‌ نداشت‌ لحظه‌اى‌ بگذارند او در تمرينات‌ به‌ آنها نکاتى‌ را يادآور شود.
من‌ هم‌ قبول‌ دارم‌ و اين‌ را هم‌ مى‌دانم‌ فهم‌ فوتبال‌ آرش‌ بالاست‌ و اگر غير از اين‌ بود، زوبل‌ هيچگاه‌ او را به‌ عنوان‌ کمکش‌ به‌ امارات‌ نمى‌برد ولى‌ حقيقتاً‌ چرا فوتبال‌ ما حاضر به‌ پذيرش‌ او نيست؟
چرا جواب‌ اين‌ سئوال‌ را از من‌ مى‌پرسي؟ برو از همکارانت‌ بپرس‌ که‌ هر روز به‌ اين‌ بچه‌ گير مى‌دهند.
فکر مى‌کنيد اگر آرش‌ داماد شما نبود و به‌ اين‌ دليل‌ که‌ سالها در خارج‌ و در مهد فوتبال‌ اروپا يعنى‌ آلمان‌ زندگى‌ کرده‌ بود و سابقه‌اى‌ هم‌ در کنار مربيانى‌ مى‌داشته، چنانچه‌ با ورودش‌ به‌ ايران‌ در هر تيمى‌ به‌ جز تيم‌ شما سرمربيگرى‌ مى‌کرد، حتى‌ از امثال‌ قطبى‌ و طالبى‌ که‌ روزگارى‌ در استقلال‌ حضور پيدا کرد، محبوب‌تر مى‌شد؟
وا... چى‌ بگم؟
از راه‌ رفتن‌ بازيکنان‌ اسمى‌ بگو، چرا راه‌ مى‌روند؟
چون‌ فکر خودشان‌ و اسم‌ و رسمشان‌ نيستند، چون‌ فکر مى‌کنند يک‌ موقعى‌ ملى‌پوش‌ بوده‌اند و اسم‌ بزرگى‌ داشته‌اند، کسى‌ حق‌ دريبل‌ زدن‌ آنها را ندارد و همه‌ بايد بايستند و کسى‌ از آنها توپگيرى‌ نکند. در حالى‌ که‌ آنها فقط‌ يک‌ ربع‌ خوب‌ و مؤ‌ثر بدوند، مشکل‌ تيم‌ ما حل‌ است.
اين‌ معضل‌ تا به‌ کجا وجود خواهد داشت؟
از زمانى‌ که‌ خودم‌ تمرينات‌ را زير نظر گرفته‌ام، اين‌ مشکل‌ دارد حل‌ مى‌شود.
آيا همه‌ ملى‌پوشان‌ سابق‌ تيم‌ شما همينطورند؟
نه! شما بيا ابراهيم‌ ميرزاپور را ببين. خداوکيلى‌ آدم‌ کيف‌ مى‌کند. او با آن‌ که‌ از همه‌ بازيکنان‌ ما سابقه‌ و تعداد بازيهاى‌ ملى‌اش‌ بيشتر است‌ اما از همه‌ مرتب‌تر و منضبطتر است. جورى‌ هم‌ تمرين‌ مى‌کند که‌ آدم‌ را سر حال‌ مى‌ آورد. سرموقع‌ و حتى‌ زودتر از همه‌ مى‌آيد و آخرين‌ نفر هم‌ مى‌رود و هيچ‌ حاشيه‌اى‌ ندارد و اين‌ براى‌ من‌ على‌ پروين‌ واقعاً‌ جالب‌ است. چون‌ تاکنون‌ کمتر ديده‌ بودم‌ بازيکنى‌ در اين‌ سطح‌ اينقدر سربه‌زير و تابع‌ محض‌ مربيان‌ باشد. مثل‌ ساعت‌ کارش‌ دقيق‌ است‌ و حتى‌ در مورد مسائل‌ مالى‌ هم‌ حرفى‌ زد که‌ هيچگاه‌ يادم‌ نمى‌رود. روزهايى‌ که‌ همچنان‌ مصدوم‌ بود و دوران‌ مصدوميت‌ را سپرى‌ مى‌کرد، آمد دفتر و چکش‌ را گذاشت‌ جلوى‌ من‌ و گفت‌ اگر نتوانم‌ برسم‌ و بازى‌ کنم، اين‌ چک‌ را نمى‌خواهم‌ و اين‌ چک‌ را نگه‌ داريد و هر وقت‌ تيم‌ آمد ليگ‌ برتر آن‌ را به‌ من‌ بدهيد! چنين‌ بازيکنى‌ با اين‌ همه‌ سابقه‌ ملى‌ را کجا ديده‌ايد؟ هر موقع‌ اين‌ بچه‌ را مى‌بينم‌ مى‌گويم‌ شير مادرت‌ حلالت‌ و در دلم‌ به‌ تمام‌ مربيانى‌ که‌ براى‌ اين‌ بچه‌ زحمت‌ کشيده‌اند و اين‌ بازيکن‌ را مثل‌ ساعت، دقيق‌ و مرتب‌ بار آورده‌اند، خسته‌نباشيد مى‌گويم.
و بعد از ميرزاپور...؟
همه‌ بچه‌هاى‌ ما بچه‌هاى‌ خوب‌ و بامعرفتى‌ هستند و هر کدام‌ خصوصيات‌ بارز خود را دارند اما اين‌ ميرزاپور يک‌ چيز ديگرى‌ است.

به‌ نظر شما کدام‌ بازيکن‌ استيل‌آذين‌ تا به‌ امروز از جان‌ مايه‌ گذاشته؟
اگر نگويند چون‌ محمد پسر على‌ پروين‌ است، از او تعريف‌ مى‌کند، بعد از محمد، اميد همرنگ‌ نيز زياد زحمت‌ کشيده‌ و على‌ آذرى‌ هم‌ وظيفه‌ خودش‌ را خوب‌ انجام‌ داده‌ اما از حامد کاويانپور، على‌ انصاريان، اسدى‌ و سيدعباسى‌ انتظار بيشترى‌ دارم‌ چون‌ چشم‌ اميد من‌ به‌ آنهاست‌ و آنها اگر بدوند، تيم‌ راحت‌ ليگ‌ برترى‌ مى‌شود و خودشان‌ خوب‌ مى‌دانند، ضمن‌ اين‌ که‌ باور من‌ اين‌ است‌ فوتبال‌ ما ديگر امثال‌ اينها را به‌ خود نخواهد ديد و امثال‌ انصاريان، کاويانپور، جمشيدي، اسدي، جباري، سيدعباسى‌ و... آس‌هاى‌ فوتبال‌ ما هستند. اينها اگر بخواهند فوتبال‌ بازى‌ کنند، هيچ‌ بازيکنى‌ در آسيا به‌ گرد آنها نمى‌رسد، چه‌ برسد ليگ‌يکى‌ها و ليگ‌ برترى‌ها

برويم‌ سر پرسپوليس...؟
از تيمى‌ که‌ صدرنشين‌ است‌ و باخت‌ ندارد جز آنکه‌ بايد تعريف‌ و تمجيد کرد و به‌ کاشاني، مربيان‌ وبازيکنانش‌ خسته‌ نباشيد گفت، چه‌ چيز ديگرى‌ بايد گفت؟
به‌ نظرت‌ با توجه‌ به‌ بازيهاى‌ عقب‌افتاده، پرسپوليس‌ شانس‌ قهرمان‌ نيم‌ فصل‌ را دارد؟
شک‌ نکنيد پرسپوليس‌ قهرمان‌ مى‌شود، چه‌ نيم‌فصل‌ و چه‌ در پايان‌ فصل.
با چه‌ اطمينانى‌ اين‌ حرف‌ را مى‌زني؟
با اين‌ اطمينان‌ که‌ الان‌ در پرسپوليس‌ همه‌ با هم‌ همدل‌ هستند و آقاى‌ کاشانى‌ هم‌ هيچ‌ چيزى‌ کم‌ نگذاشته.
و کادرفنى‌ پرسپوليس...؟
تلاش‌ و زحمات‌ آنها نيز ستودنى‌ است. همين‌ که‌ با تدابير خودشان‌ زمينه‌ برد پرسپوليس‌ و رضايت‌ طرفداران‌ اين‌ تيم‌ را فراهم‌ آورده‌اند بايد به‌ آنها خسته‌نباشيد گفت.
فکر نمى‌کنيد در نيم‌ فصل‌ دوم‌ کار آنها سخت‌ خواهد شد و امکان‌ دارد رقبا دست‌ پرسپوليس‌ را بخوانند و مانع‌ قهرمانى‌ اين‌ تيم‌ شوند؟
درست‌ که‌ نيم‌فصل‌ دوم‌ کار سخت‌ترمى‌شود و تيم‌هايى‌ که‌ احساس‌ خطر مى‌کنند به‌ قصد بردن‌ به‌ ميدان‌ مى‌آيند و همين‌ کار را براى‌ تيم‌هاى‌ بالانشين‌ جدول‌ و از جمله‌ پرسپوليس‌ سخت‌ مى‌کند، ولى‌ اگر پرسپوليس‌ بتواند همين‌ موقعيت‌ خود را حفظ‌ کند و حواس‌ مربيان‌ و بازيکنان‌ اين‌ تيم‌ جمع‌تر شود خيلى‌ بعيد مى‌دانم‌ تيمى‌ به‌ گرد پرسپوليس‌ برسد. فقط‌ آنها نبايد کار را تمام‌ شده‌ فرض‌ کنند. اگر فکر کنند نيم‌فصل‌ دوم‌ شروع‌ جديدترى‌ و محکم‌ترى‌ نسبت‌ به‌ نيم‌فصل‌ اول‌ است‌ بعيد مى‌دانم‌ مشکلى‌ براى‌ آنها پيش‌ بيايد.


سئوال‌ زياد دارم. اما چون‌ مى‌دانم‌ از جواب‌ دادن‌ به‌ آنها طفره‌ مى‌رويد و يا قسم‌ مى‌دهيد ننويسيم، لذا سئوال‌ آخرم‌ را در رابطه‌ با ادعاى‌ اخير جنجالى‌ مى‌پرسم‌ که‌ داعيه‌ تيمدارى‌ در بخش‌ خصوصى‌ را با فک‌ و فاميل‌ خود داشتيد و باعث‌ انتقاد و بعضاً‌ جبهه‌ گيرى‌ علنى‌ عليه‌ شما شد. واقعاً‌ چرا آن‌ حرف‌ را زديد و آيا اساساً‌ به‌ اين‌ حرف‌ اعتقاد داريد که‌ مال‌ خودم‌ است‌ هر کارى‌ دلم‌ بخواهد مى‌کنم؟
اينکه‌ مال‌ خودم‌ مى‌باشد و هر کارى‌ دلم‌ بخواهد بکنم‌ مى‌کنم، ذره‌اى‌ به‌ آن‌ شک‌ نداشته‌ باشيد. ولى‌ اينکه‌ چرا مجاب‌ شدم‌ اين‌ حرف‌ را بزنم. به‌ خاطر گيرهاى‌ سه‌ پيچى‌ است‌ که‌ به‌ اين‌ بچه‌ «آرش» داده‌ايد. من‌ از شما سئوال‌ مى‌کنم‌ «محمد» ما که‌ الان‌ بيشترين‌ گل‌ را زده‌ و بهترين‌ و بيشترين‌ پاس‌ گلها را داده، کجايش‌ بد است؟ اگر پسر من‌ نبود، واقعاً‌ نمى‌توانست‌ با اين‌ همه‌ توانايى‌ در يک‌ تيم‌ ليگ‌ دسته‌ اولى‌ بازى‌ کند؟ وقتى‌ اين‌ بچه‌ رفت‌ رضايت‌نامه‌ بگيرد بيايد استيل‌آذين، نه‌تنها پرسپوليسى‌ها مخالف‌ بودند بلکه‌ چند تيم‌ ليگ‌ برترى‌ خواهان‌ او بودند. آن‌ هم‌ نه‌ به‌ خاطر من! بلکه‌ به‌ خاطر فوتبال‌ اين‌ بچه! وگرنه‌ در اين‌ اوضاع‌ وانفسا که‌ برادر به‌ برادر رحم‌ نمى‌کند، چه‌ کسى‌ حاضر است‌ به‌ خاطر پروين، محمد را به‌ تيمش‌ ببرد و صد ميليون‌ به‌ او بدهد؟ آيا اگر «محمد» فوتبال‌ بلد نبود، فقط‌ به‌ خاطر اينکه‌ پسر من‌ مى‌باشد، چنان‌ پيشنهادى‌ که‌ به‌ او دادند، مى‌دادند؟ و يا اينکه‌ پارسال‌ در پرسپوليس‌ مى‌توانست‌ بازى‌ کند؟ پس‌ اين‌ بچه‌ توانايى‌هايى‌ دارد که‌ ترجيح‌ دادم‌ امسال‌ در تيم‌ خودم‌ از او استفاده‌ کنم‌ که‌ اتفاقاً‌ خيلى‌ هم‌ خوب‌ جواب‌ داده. مجيد ما هم‌ که‌ خودت‌ بهترمى‌داني، اگر من‌ نمى‌آوردمش‌ اينجا، با تحصيلات‌ و تجربه‌اى‌ که‌ اين‌ بچه‌ در تيم‌هاى‌ پايه‌ دارد و مدير کل‌ تربيت‌بدنى‌ آموزش‌ و پرورش‌ منطقه‌ 7 تهران‌ مى‌باشد، دهها تيم‌ تهرانى‌ با بهترين‌ پيشنهاد دنبالش‌ بودند. فقط‌ مى‌ماند «آرش» که‌ اگر يونگ‌ را استخدام‌ نمى‌کرديم‌ و نمى‌گفتيم‌ بيا اينجا، مى‌خواست‌ برود آلمان‌ و در بوندس‌ليگاى‌ 2 مشغول‌ به‌ کار شود. او تمام‌ مقدمات‌ کارش‌ را فراهم‌ کرده‌ بود و زوبل‌ هم‌ کارهايش‌ را هماهنگ‌ کرده‌ بود. پيش‌ خودم‌ گفتم، چراغى‌ که‌ به‌ خانه‌ رواست، به‌ مسجد حرام‌ است. اين‌ شد که‌ وقتى‌ يونگ‌ رفت، از او خواستم‌ درکنار يانگ‌ کارش‌ را ادامه‌ دهد تا مربى‌ جديد استخدام‌ کنيم. اين‌ بچه‌ هم‌ بدون‌ هيچ‌ چشمداشتى‌ همه‌ وقت‌ خود را روى‌ تيم‌ گذاشته. با اين‌ توضيحات‌ که‌ هيچ‌ دوست‌ نداشتم‌ بگويم‌ و اصرار شما با وجودى‌ که‌ سير تا پياز آن‌ را مى‌دانيد و از خود ما هستيد باعث‌ شد اين‌ چند جمله‌ را بگويم‌ اما مى‌دانيد من‌ هيچ‌گاه‌ دنبال‌ رابطه‌بازى‌ و دوست‌ بازى‌ در تيم‌ نبوده‌ام‌ و به‌ شدت‌ هم‌ با آن‌ مخالف‌ بوده‌ام. من‌ اگر گفتم‌ لازم‌ باشد تمام‌ فک‌ و فاميلم‌ را مى‌آورم، به‌ اين‌ خاطر بود که‌ انگار خرج‌ اينها را آنها مى‌دادند که‌ چشم‌ ديدن‌ پسر و داماد فوتبالى‌ مرا نداشتند. محمد و آرش‌ هم‌ بهتر از هر کسى‌ مى‌دانند اگر همه‌ بايد 100 باشند آنها بايد 120 باشند. چون‌ از نزديکان‌ من‌ هستند و بايد شاخص‌تر از بقيه‌ باشند. اگر نباشند عذرشان‌ را زودتر از همه‌ مى‌خواهم. چون‌ در تيمدارى‌ با بنى‌ بشرى‌ تعارف‌ ندارم. حالا اگر به‌ جز اين‌ها فک‌وفاميل‌ و يا رفيقى‌ از من‌ در مجموعه‌ استيل‌آذين‌ ديده‌ايد و سراغ‌ داريد نشان‌ دهيد. 
 

|+| نوشته شده توسط امید پرسپولیسی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 12:28 |